میرزاقلمدون

پراکنده نویسی های بی در و پیکر

میرزاقلمدون

پراکنده نویسی های بی در و پیکر

میرزاقلمدون

میرزاقلمدون آدمی بود بسیار لاغر، کمی بلند و با خطوط قیافه ای کاملا ظریف و رفتاری در کمال دقت. آدمی که حتا در تکان دادن دست و پا، و گرداندن چشم رعایت جوانب را می کرد و احتیاط های لازم را به عمل می آورد. می کوشید که اگر لباسی بر تن می کند، این لباس اگر آراسته نیست پاکیزه باشد و جامه اگر از شال کشمیر پرداخته نشده، لااقل از ماهوت چرب قبای حاجی بازاری ممتاز باشد.
میرزاقلمدون ها معمولا محجوب و کم رو و مؤدب بودند. با اندک سخن نادرستی سرخ می شدند و بردباری و ادب مخصوصی از خود نشان می دادند. همچنین در همه چیز و همه کار ظرافتی داشتند که هیچ طبقه ای در آن زمان این ظرافت را به کار نمی بست. در عصری که فرضا لقمه های به اصطلاح کله گربه ای متداول بود، میرزاقلمدون بسیار کم غذا می خورد، آهسته غذا می خورد و پاکیزه غذا می خورد.

پرویز ناتل خانلری ـ از کتاب نقد بی غش

طبقه بندی موضوعی
شنبه, ۲۴ مهر ۱۳۹۵، ۰۷:۵۳ ق.ظ

اینجا : جردن

اواسط خیابون، تونل بزرگی رو شهرداری داره می سازه. گاهی کارگرای تونل توی خیابون دیده می شن. شاید برای خرید سیگاری یا دیدن روی آفتاب. چهره هاشون تکیده و خسته س. یک لایه غبار تیره تمام لباس و صورت و دستهاشون رو پوشونده. حالا شما تصور کنید، با یک چنین شمایلی، چه وصله ی ناجوری بنظر می رسند وسط یکی از پولدارنشین ترین خیابونای پایتخت...

کارگرای تونل به ندرت توی خیابون پرسه می زنند. آروم و بی سروصدا میان و میرن، وقتی هم که هستند، کسی اونا رو نمی بینه. به چشم نمیاره. با اینهمه رنگ و لعاب فروشگاههای بزرگ برند کفش و لباس، نباید هم به چشم بیان. جالب اینکه، کارگرا هم نگاهشون رو از همه می دزدند. سریع و ساکت، توی خلوتی سوپرمارکت ها میان خریدشون رو می کنند و دوباره می خزند توی خلوت غار زیرزمینی شون. مطمئنا اونجا احترام بیشتری دارند. شک ندارم اونجا برای خودشون کسی هستند، هر کدوم توی کاری خبره و منحصربفردند. لابد یکی متخصص رانندگی و حفاری با دستگاه مخصوصه، دیگری خدای باز و بست و تغییر مسیر لوله های قطور آب شهری، یکی چشم بسته کارای برقی کارگاه رو راست و ریس می کنه و اون یکی که از همه کم حرف تر و خجالتی تره، نترس ترین نیروی کارگاه برای فرو رفتن توی عمیق ترین و خطرناکترین چاههای گمانه ست... هر کدومشون یلی هستند برای خودشون، که اگر یک روز هم نباشند، کار لنگ می زنه و جلو نمیره.

کارگرای تونل همیشه برای برگشتن به کارگاهشون عجله دارند. اونا وصله ی ناجور خیابون جردن هستند. جایی که محل کورس گذاشتن دختر و پسرهای سوار بر بی ام دبلیوها و پورشه های آخرین مدله.

کارگرا باید زودتر برگردند سرکارشون، ...

باید زودتر پروژه ی تونل تموم بشه تا خلوتی جردن دوباره برگرده برای کورس گذاشتن بهتر ماشین های آخرین مدل.



۹۵/۰۷/۲۴
میرزا قلمدون

ارسال نظر

تنها امکان ارسال نظر خصوصی وجود دارد
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
نظر شما به هیچ وجه امکان عمومی شدن در قسمت نظرات را ندارد، و تنها راه پاسخگویی به آن نیز از طریق پست الکترونیک می‌باشد. بنابراین در صورتیکه مایل به دریافت پاسخ هستید، پست الکترونیک خود را وارد کنید.