يكشنبه, ۱۶ ارديبهشت ۱۳۹۷، ۰۲:۱۳ ب.ظ
محرمانههای عالم پزشکی
طی چهار روز اخیر، امروز برای سومین بار همسر محترمه رو بخاطر حال بحرانیش بردم دکتر. صبح، تلفنی مطب و بیمارستان را شخم زدم تا بالاخره با خود آقای فوقتخصص تونستم صحبت کنم. مختصر و مفید شرح ماوقع را به زبان محترمانه و تعارفات معمول گفتم که چکیدهش به زبون خودمونی میشد: «جون مادرت مریض ما رو همین امروز ببین!»
برای دو سه ساعت بعدش وقت مطب داد و رأس ساعت خودمونو رسوندیم.
معاینهی خوبی کرد و نسخه و آزمایش نوشت و نفس راحتی کشیدیم که لااقل درمان وارد مسیر درستی داره میشه. ویزیتش هم شد هشتادهزارتومن ناقابل که خب حلالش باشه! به هرحال به قول همسر، بیست و چندسال درس خونده و جون کنده تا شده این. اما نکتهی جالبی که وجود داشت و در مطبهای دیگه هم دیده بودم، اعلان «کارتخوان نداریم» روی دیوار مطب بود، که یعنی پولی که بین من دکتر و شمای مریض مبادله میشه جزو اسرار مگو و محرمانههای فیمابینه و به بانک و دارایی و دولت و اداره مالیات هیچ ربطی نداره!
۹۷/۰۲/۱۶
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.